تبلیغات
نیمکت تنهایی

با قلم غم

 
کسی نبود اشک هاشو پاک کنه 
دست های سردشو گرما ببخشه
مثل یک پوپک سرما زده 
به پتو اش پناه برده بود 
و می لرزید
یک فکر زد تو سرش
مثل زندانی ها روی دیوارای اتاقش اعتراض بنویسه 
ماژیک برداشت
شروع کرد نوشتن 
اینجا گندم زار گناه نیست 
اینجا قفس پرنده ای که می خواهد پرواز کند 
پرنده ای که تا چند روز پیش فراموش کرده بود 
که پر و بال دارد 
ماهی تنگی که حتی نمی دانست دریا کجاست
اگرم روزی در دریا بود 
دریا را فراموش کرده بود 
ماه تو هم امشب از من دلگیری
ولی چهره ام مثل آسمان امشب ابریه 
ابر های سیاه منو احاطه کردند
دیوارارو بشکن 
بگذار بهشت وارد شه 
نگو که این بهشت دورغینه 
نگو این در ها همیشه بسته می مونند 
نگو لبخند حقیقی دیگه مهمون لب هام نمیشه
بگو یک روز از این جاسیگاری لعنتی ام گلی سرخ می روید 
بگو این اسپرسو تلخ هم روزی شیرین می شود 
نگو از محکمه ی فردا 
از آدم ها و قضاوتاشون 
نگو از ترس و قلمی که خشک شد از اشکام
نگو از قلم موی خاکستری تقدیر 
که روی بوم چشم هامو درشت کشید
ولی قلبمو خسته و فرسوده کشید





Related image





موضوع: ...قبـــرستون من ...، دست نوشته (خودم)،
[ 1397/08/6 ] [ 22:27 ] [ MaRaL ... ]

او کیست ؟

 
خودکارم همرنگ کاغذم می شود 
ابتکار طبیعت در واژه نمی گنجد 
او معتادی را از موادش جدا کرد 
با پادزهر وجودش این همه یاس و تنهایی را مداوا کرد 
ذهن اون مثل الماسه 
وای خدا ببین مرد من چه طور روی آتیش راه میره 
ولی اون کیه 
چرا یهو اومد 
چرا همه چیو میدونه 
چه طور این قد خوب منو با یک انگشتش میچرخونه

qkkt_tumblr_ojnbt6bjo91vycwc3o1_1280.jpg




موضوع: دست نوشته (خودم)، برچسب ها: متن جدید عاشقانه، دلنوشته،
[ 1397/08/6 ] [ 22:02 ] [ MaRaL ... ]

شهر خاموشه

شهر خاموشه جز منه دیوونه کی بیداره کاش امشب فکر تو دست از سرم برداره
مُردم که بسکه ریختم دردمو تو قلبی که عشقش ازش بیزاره منه بیچاره

درگیرم من هنوزم با خودم درگیرم دلگیرم بی تو حتی از خودم دلگیرم
آخرش از دست تو تنها تو این شهر شلوغ میمیرم آره میمیرم

بعد تو من شدم تنهاترین آدم شهر شدم با خودم غریبه با همه قهر دیوونه میشم من آخر سر



#فریان 






موضوع: ...قبـــرستون من ...، تکست آهنگ (متن اهنگ ) + لینك دانلود اهنگ، برچسب ها: شهر خاموشه، فریان،
[ 1397/08/6 ] [ 21:57 ] [ MaRaL ... ]

از زبان عرفان پایدار

نیست بدتر از نسله شصت با
نسله هقتاد نسله برباد
Justify Full
یه مشت فرشته بی بالو قصده پرواز
میدن شب دستشونو به هرکی خط داد
سالها نبودم ندیدم کور شدم از چیزایی که من دیدم جدیدا
به من اعتماد نکن یکیم مثه بقلی 
یه پول پرست ، سکس پرست ، لاشخوره عملی
گم شدم تویه راهرویه ابدی
گرگ دورم گرگ شدم راه پره عوضی
چرا خانواده سوخته یه خبره خاصن
یکی رو میگیرن یکی دیگه دهنش صاف شه
همه ازدواجاهو رابطه ها بانکیه
نقشه تو ، تو زندگیشون تاکسیه
سوارت میشن برن یه جایه بهتر
ول کرد پا گذاشت یه جایه سفت تر


#عرفان #منتظر

به نظرم اخرهه متنه لنتی :)))





موضوع: ...قبـــرستون من ...، برچسب ها: عرفان پایدار، روزگار تلخ، منتظر، سوگند، متن نابی،
[ 1397/08/6 ] [ 21:54 ] [ MaRaL ... ]

رنگین کمانی دیدن ...

بیا دنیا را با عینک دیگر ببنیم 
رنگین کمانی ببنیم 
رنگین کمانی دیدن کار هر کسی نیست
من بین تاریکی ها به سوی ستاره ای در کهکشانی دیگر حرکت می کنم
یک راز بهت بگویم
اینحا همان سرزمین آرزو هاست
تو انتخاب می کنی جهنم شود یا بهشت
این دنیا قدرت برآورده کردن تمام آرزو هایت را دارد 
گاهی باید قانون ها را شکست
پا فراتر از خط قرمز ها گذاشت
و زندگی ات را خودت بسازی
خاص بودن کار هر کس نیست
آدم های روتین زیادند این همه عابر خسته و تکراری




موضوع: دست نوشته (خودم)، برچسب ها: متن عاشقانه 1397، دلنوشته،
[ 1397/08/6 ] [ 21:50 ] [ MaRaL ... ]

بی شمارند ...

بیشــمــارند آنهـــایی که نامـــشان آدم اســت ٬

ادعــایشــان آدمیـت  ٬کلامــشان انسانیــت ٬رفتــارشان صــمیمیـت ..

حــال، مــن دنـــبال یکــی میگـــردم که نــه آدم باشــد نـه انــسان.

نــه دوســـــــت و رفـــــیـــــــق صمـــیــمــــــی..

تنــها صــــــاف باشــد و صــــــادق.

پشــت سایـــه اش خنجـــری نبـــاشــد برای دریـــدن .

هیـــچ نگــوید..فقــط هــمان باشــد کــــه ســــایـــــه اش میـــگویـــــد.

صــــــــاف و یـکــــــرنـــــــگ ... 



من برگشتم با یک کوله بار غم بچه ها 





موضوع: تلخ نوشته، عاشقانه ♥♥،
[ 1397/08/6 ] [ 21:46 ] [ MaRaL ... ]

غزل های ..

چه فایده که تو رفتی از از غزل پر شد

دلی که از همه ی خاطرات دلخور شد

چه فایده که تو رفتی و باز بعد از تو


دوباره نان شب شعر شهر آجر شد!

شاید نفهمی لال بودن از صبوری نیست


میمیرم از دردی که اصلن درد دوری نیست

این روی دل سنگ تو را می دیدم و گفتم :


"این مرده محتاج خرید سنگ گوری نیست !"

کسی که حرف دلش را نوشت و شاعر شد


گذشت از همه و باز هم مسافر شد

گذشت از همه ی خاطرات خوب و بدش

گذشت و خاطره ای در دل دفاتر شد




موضوع: تلخ نوشته،
[ 1397/05/25 ] [ 02:12 ] [ PЄSÂRЄ☆★ BÂRØØNi ]

فال حافظ///

سرگرمی ام شده گرفتنِ فال حافظ و من خسته از جواب های تکراری :
“غم تمام می شود”
“غصه نخور”
“مشکلات حل می شود ”
و …
دلم می گیرد ، چرا حافظ نمی داند بی او هیچ چیز تمامی ندارد جز این زندگی ؟!

https://encrypted-tbn0.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcQAnBeb2awbp9L7jRXXwhdlGBafiTYO0JpRKSehZn4uuX9oBlmC




موضوع: تلخ نوشته،
[ 1397/05/18 ] [ 02:19 ] [ PЄSÂRЄ☆★ BÂRØØNi ]

عشقانه هایتان را نگه دارید

به عاشقان و معشوقه های شهر بگویید…

دلبری برای یکدیگر را…

بگذارند به وقت تنهاییشان!

خیابان،مترو و تاکسی جای دست کشیدن روی ابرو…

سر روی شانه گذاشتن. و لمس شال و گیسو نیست…

شاید یک نفر چشمانش را بست…

شاید یک نفر خاطرش پر کشید…

شاید یک نفر دلش رفت…

شاید یک نفر دلش تنگ شد



[ 1397/05/16 ] [ 00:55 ] [ negin pp ]

من و تو

ماجرای من و تو، باور باورها نیست
ماجراییست که در حافظه دنیا نیست

نه دروغیم نه رویا نه خیالیم نه وهم
ذات عشقیم که در آینه ها پیدا نیست

تو گمی درمن و من درتو گمم باورکن
جز دراین شعر نشان و اثری ازما نیست

شب که آرام تر از پلک تو را میبندم
بادلم طاقت دیدار تو تا فردا نیست

من و تو ساحل و دریای همیم اما نه!
ساحل اینقدر که درفاصله با دریا نیست…

“محمد علی بهمنی”

******



[ 1397/05/16 ] [ 00:49 ] [ negin pp ]

کافه تنهایی

حالا خیابان خیس و باران ریز می بارد
باران کنار برگ در پاییز می بارد

در کافه ای یک مرد با فنجانی از قهوه
تنهایی محضی که از یک میز می بارد

میزی که تنها سرنشینش خیره در باران
آهسته آهسته ولی لبریز می بارد

آهنگ کافه ، مردمی با چترهایی باز
دقت کنی حتی خیابان نیز می بارد

- با عرض پوزش ، خواهشن ...!! سیگار ممنوع است
-تهران هوا ابری شده ، تبریز می بارد ...

ساعت حدود پنج ، کافه سرد و خاموش است
بیرون ، بدون چتر ، باران ریز می بارد

http://www.cafealone.ir/wp-content/uploads/2013/07/i-stayed-and-individual-memories-with-your-coffee.jpg




موضوع: عاشقانه ♥♥، تلخ نوشته، برچسب ها: کافه تنهایی، نیمکت، نیمکت تنهایی، میبارد باران نیمکت، عاشقانه های تلخ، تلخ های عاشقانه،
[ 1397/05/16 ] [ 00:38 ] [ PЄSÂRЄ☆★ BÂRØØNi ]

بی تو :(


کلاژ اشعار

 آخ یادش بخیر اون روزا
که مادر بی تو تنها و غریبم اسیرم دوره گردم ندارم من توانِ رفتن

همیشه پر ز دردِ عشقی چشیدم که نپرس از من کجای این جهانم

نمیدانم تو میدانی دل من در هوای دیدنت بیتاب گردیده؟نگردیده؟

بگردانید جهان را بر کف اقبال تو باشد خواهان کسی نیست دور و برم از

تو خبر نیست مرا دگر توانِ عاشقی نمانده عمری و صدها سخن بر دل

دارمت برو دارمت هنوزم وقتی میخندی دلم میسوزد از باغی که میسوزد...




موضوع: تلخ نوشته،
[ 1397/05/16 ] [ 00:27 ] [ PЄSÂRЄ☆★ BÂRØØNi ]

برایت قهوه میریزم تو ازمن آب میخواهی؟!

برایت قهوه می‌ریزم، تو از من آب میخواهی!
به چَشمت شعر میکارم ولیکن خواب میخواهی!

مسیرِ مستقیمی را نشانَت می‌دهم اما...
پُر از آشفتگی هستی، تو پیچ‌وُ‌تاب میخواهی!

دوچشمم را کفِ‌پایت چو فرشی پهن میسازم
نمی‌بینی! نمی‌فهمی!تو قالیباف میخواهی!

من از سرما وُ یخبندانِ شهوت می‌دهم هشدار
برایت عشق می‌بافم، هوس را ناب میخواهی!

من از سهراب میگویم وَ دارویی که نیشَش شد
تو نَی دارو، نَی اسطوره وَ نَی سهراب میخواهی!

تو از ایّوب میگویی که صبرش‌آنچنان بودَست
پُر از بی‌تابیَم امّا تو از من تاب میخواهی!

کنارت هستم و عاشق، نفسهایم همه اُمّید
مرا رفته،مرا مُرده، مرا در قاب میخواهی!





[ 1397/05/12 ] [ 14:16 ] [ negin pp ]

دفتر شعر ..

تمام شعر هایم را تو در آینده می خوانی

به نام شاعری ساده ولی یک دنده می خوانی

قبولش سخت یا آسان مرا چشم تو شاعر کرد

نیازم را به چشمانت ز چشم بنده می خوانی

شندیم از کسی گاهی بدور از چشم یک شاعر

تمام شعر هایش را برای خنده می خوانی

تو شادی ، شاد بودن را برایت آرزومندم

ببخشم چونکه شعرم را ز غم آکنده می خوانی

تمام شعرهایم را درون دفتر شعری

که فردی برگه هایش را ز دفتر کنده می خوانی




موضوع: تلخ نوشته،
[ 1397/05/12 ] [ 11:03 ] [ PЄSÂRЄ☆★ BÂRØØNi ]

از چشم افتاده

مانند برگه شعرهای باد برده
حتمن من ِ دیوانه را از یاد برده!

مردی که عمق غصه هایش را نسنجید
بی تو چه ساده پی به آن ابعاد برده

بعد از تو اینجا آسمان سرد و است خورشید
گرمای خود را از دل مرداد برده

دل کندن از شیرین میان کوه کندن
دیگر توان از شانه ی فرهاد برده

گاهی به جای ضرب جمع و گاه تقسیم
دلتنگیم هوش از سر اعداد برده

دیگر غزل با شعر نو فرقی ندارد
بی تو به شعرم هر کسی ایراد برده

من مطمئن هستم که بعد از این همه درد
ای آنکه شعرم را به کل از یاد برده ....

... روزی خبر می آید از تو نو عروسی
دیوان من را خانه ی داماد برده

شاید از آژیر وَن امداد پیداست
مردی که از چشمان تو افتاد ، "مُرده"




موضوع: تلخ نوشته،
[ 1397/05/9 ] [ 20:29 ] [ PЄSÂRЄ☆★ BÂRØØNi ]

لالالالا گل یاسم

بخواب آروم تو آغوشم، نکن هرگز فراموشم 
بخواب آروم کنار من، تو پاییز و بهار من 
لالا لالا تو مثل ماه، بخواب که شب شده کوتاه 
لالا لالا گل گندم، نشی تو بی قراری گم 

لالا لالا گل مریم، چشات رو هم میره کم کم 
لالا لالا گل یاسم، ازت میخونه احساسم 
لالا لالا گل پونه، عزیزنم رفته از خونه 
لالا لالا گل زردم، ببین بی تو پر از دردم 

بخواب آروم تو آغوشم، نکن هرگز فراموشم 
بخواب آروم کنار من، تو پاییز و بهار من 
لالا لالا گل پونه، عزیزنم رفته از خونه 
لالا لالا گل زردم، ببین بی تو پر از دردم 



[ 1397/05/8 ] [ 01:26 ] [ negin pp ]

حرف رفتن میزنی؟



[ 1397/05/5 ] [ 16:11 ] [ PЄSÂRЄ☆★ BÂRØØNi ]

"لبخند مصنوعی " !

دیگر نمی پرسم "چرا؟" ،لبخند خواهم زد

بر جویبار چشم ها سیوند خواهم زد


گاهی بدون قهوه هم تلخی میسّر هست

اینبار چایی را بدون قند خواهم زد !


اینبار می خندم به رویش هرچه بادا باد

یا بهتر از این می شود یا گند خواهم زد !


نقش دو لب بر روی هم ، "لبخند مصنوعی " !

این طرح را بر صورتم پیوند خواهم زد


می گویم از امروز می خندم ولی شاید...

فردا هزاران خط بر این سوگند خواهم زد !


[ 1397/05/4 ] [ 20:28 ] [ PЄSÂRЄ☆★ BÂRØØNi ]

شعر شد !!!!

منتظر بودم بیایی ، انتظارم شعر شد

عاشقت بودم ، نگفتم ، احتکارم شعر شد !



چون صدف در سینه ام این عشق پنهان بود تا ....

... عاقبت در روز های گریه دارم شعر شد !



باز می خندی به من ؛ - " این بی قراری ها ز چیست ؟ "

- خووب خواندی ؟... حرف های بی قرارم شعر شد !



خواستم حاشا کنم می خواستم آغوش را ...

... تا به روی شانه هایش سر سپارم ؛ شعر شد



آمدی در روز های سرد پاییزم ولی ...

آمدی از این خزان ، تا آن بهارم شعر شد !


تا شنیدی حرف دل را آرزو بر باد رفت !

بعد از این بر سنگ قبرم ، یادگارم شعر شد ...


[ 1397/05/1 ] [ 00:40 ] [ PЄSÂRЄ☆★ BÂRØØNi ]

اسیر

به گـِـرد شمع می چرخم ، تن دلداده ای دارم !


بیا آتش بزن جان را ، دل آماده ای دارم ...



تمام شعرهایم را برایت نذر خواهم کرد ...


... مرا حاجت روایم کن ، زبان ساده ای دارم !



تمام حرف هایم را برایت شعر خواهم کرد ...




بیا بانو ،غزل های به تب افتاده ای دارم




سرم در سجده افتاد و دلم در یاد لبخندت


خدا هم خوب می داند ، عجب سجّاده ای دارم !




اسیرت گشته احساسم ، نگو : " این اتفاقی نیست ؟"

خیال خام می کردم .... : "دل آزاده ای دارم" !


[ 1397/04/31 ] [ 23:25 ] [ PЄSÂRЄ☆★ BÂRØØNi ]

قهوه تلخ

حکایت دلدادگی من با تو ، حکایت ِ قهوه ایست که امروز به یاد تو تلخـ ِ تلخ نوشیدم ...


که با هر جرعه بسیار اندیشیدم که این طعم را دوست دارم یا نه ؟!


و آنقدر گیر کردم بین داشتن و نداشتن


که انتظار تمام شدنش را نداشتم ...


و تمام که شد ...


فهمیدم ، باز هم قهوه می خواهم !


حتی تلخـ ِ تلخ !







موضوع: تلخ نوشته،
[ 1397/04/31 ] [ 02:18 ] [ PЄSÂRЄ☆★ BÂRØØNi ]

چی شدی تو؟

 -- چی شد که سیگاری شدی؟


یه شب بارون میومد … خیلی تنها بودم.


-- چی شد که ترک کردی؟


...یه شب بارون میومد … دیگه تنها نبودم.


-- چی شد الکلی شدی و سیگار رو دوباره شروع کردی؟


یه شب بارون میومد … دوباره تنها شدم.


-- چی شد آوردنت اینجا، بستریت کردن؟


یه شب بارون میومد … خیلی تنها بودم


… تو خیابون دیدمش … اون تنها نبود!





موضوع: تلخ نوشته،
[ 1397/04/30 ] [ 21:53 ] [ PЄSÂRЄ☆★ BÂRØØNi ]

سنگ قبرم ..



بر سنگ قبرم بنویسید خسته بود

اهل زمین نبود، نمازش شكسته بود 

بر سنگ قبرم بنویسید شیشه بود

تنها از این نظر كه سراپا شكسته بود


بر سنگ قبر من بنویسید پاك بود

چشمان او كه دائما از اشك شسته بود


بر سنگ قبرم بنویسید این درخت


عمری برای هر تبر و ریشه دسته بود


بر سنگ قبر من بنویسید كل عمر
پشت دری كه باز نمیشد نشسته بود




موضوع: تلخ نوشته،
[ 1397/04/30 ] [ 21:50 ] [ PЄSÂRЄ☆★ BÂRØØNi ]

شازده کوچولو شبا//

شازده کوچولو گفت:شاید باورت نشه!
 گل با تعجب پرسید:چیو؟
 شازده کوچولو گفت:اینکه بعضی شبا
میشه نخوابید و تا صبح به تو فکر کرد...





موضوع: تلخ نوشته،
[ 1397/04/27 ] [ 01:44 ] [ PЄSÂRЄ☆★ BÂRØØNi ]

چقدر داغ بود!!

چای مینوشیدم….

یکباره دلتنگش شدم

بغض کردم و اشک در چشمانم حلقه زد….

همه با تعجب نگاهم کردند!!!

لبخند تلخی زدم و گفتم:چقدر داغ بود!….


 



[ 1397/04/26 ] [ 01:49 ] [ PЄSÂRЄ☆★ BÂRØØNi ]

جاده ی شمال

زیاده خواه نیستم !


جاده‌ ی شمال


یک کلبه ی جنگلی‌ …


یک میز کوچک چوبی


با دو تا صندلی


کمی‌ هیزم، کمی‌ آتش،مه‌ِ جنگلی‌


کمی‌ تاریکی ‌_ محض،


کمی‌ مستی،کمی‌ مهتاب…


و بوی یـار.. و بوی یـار.. و بوی یـار …


…تـو باشی،مـن باشم و …هــیچ !


دنــــیــا هــم ارزانی خـــودشـــــان …




ادامه مطلب


موضوع: فرق من و تو،
[ 1397/04/20 ] [ 00:42 ] [ PЄSÂRЄ☆★ BÂRØØNi ]

شایعه ها


 من زنده ام به شایعه ها اعتماد نکن

در شهر کشته اند کسی را شبیه من



ادامه مطلب


موضوع: تلخ نوشته، برچسب ها: زنده، شهر، قتل، اعتماد، دست نوشته، زندگی، وبلاگ،
[ 1397/04/20 ] [ 00:37 ] [ PЄSÂRЄ☆★ BÂRØØNi ]

دنیای عاشقی

از خواب که بیدار میشی لبخند میزنی به خودت توی ایینه وخوشحال

 ازاینکه یه روز دیگه هم اونو داری...خوشحال ازاینکه یه روز دیگه هم

 اونومیبینی...خوشحال ازاینکه یه روز دیگه صداشو میشنوی...اره عشق

 همینه با تمام تلخیاش شیرینه ....عشق باعث میشه تو خوشحال

 باشی...عشق ارزوی مرگ نیست ارزوی زندگی  بااونه...معجزه ی عشق

 همینه...تادیرنشده بگید که عاشقش هستید


[ 1397/04/19 ] [ 22:14 ] [ negin pp ]

عاشقی...

توی دنیاش غرق میشی ...همه جا تو ذهنتو فقط تو هستی و اون...وقتی

 به خودت میای میبینی نفست به نفسش بنده میبینی زندگی فقط بااون

 قشنگه میبینی اون شده همه زندگیت...اونجاست که فقط اون

 مهمه...این اسمش عشقه...یه حس ناب ..حسای ناب رو باهرکسی

 تجربه نکنید بزارید به موقعش یکی میاد که باید بیاد فقط اون باید

 باشه...#مخاطب خاص


[ 1397/04/19 ] [ 00:44 ] [ negin pp ]

بی توهرگز

همه جاهستمودرحال تماشای تو ام

من تماشاگرنامرئی دنیای توام

نگرانم که شبی در پی من گم بشوی

چون مه الود ترین قسمت رویای تو ام

تونوازنده ی یک قطعه غمگینی و من

مثل یک نت نگران شب اجرای توام

روی سن رفتیو کم کم نفست بند امد

مثل اکسیژن اطراف نفسهای توام

بین جمعیت کنسرت مراپیداکن



همه جا هستمودرحال تماشای توام


[ 1397/04/18 ] [ 00:33 ] [ negin pp ]
.: تعداد کل صفحات 107 :. [ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ] [ ... ]