انجمن علمی وتفریحی دوستان

با سیـــــــــگار می رقصم...می چرخم...!
تاب می خـــــــــــورم....!
و من همانیم که لذت همخوابگی را به یک نخ سیـــــــــگار فروخته ام...!
تو مرا به هم آغوشــــــــــی می خوانی...!
و نمی دانی که من از یک نخ سیـــــــــگار بیشتر لذت می برم...!
روح سیـــــــــگار بزرگ است و پاک....!
و بـــــــرای فهمیدن من بایدسیـــــــــگاررا بفهم.....!
و تــــــــو که به من می خندی....!
پرسشی دارم از تــــو......؟
سیـــــــــگار را می فهمی....؟
قبل از اینکه سیـــــــــگار پاک را به لبــــــــت بگیری آن را بفهم...!