تبلیغات
نیمکت تنهایی - مطالب تلخ نوشته

به رنگ خون


کسانی که میگن شغل، منظورشون پوله
کسانی که میگن پول، منظورشون خرج و مخارجه
کسانی که میگن اعتبار، منظورشون بدهیه
کسانی که میگن بدهی، منظورشون ضابط قانونه
بله، یعنی تو این وضعیت ناجوری که هستی باش
کسانی که میگن عشق، منظورشون بچه ست
میگن برای همیشه و بعد طلاق
چون مشکلات به تنهایی نمیان
کسانی که میگن خانواده و دوستان، منظورشون غم و اندوهه
کسانی که میگن بحران، دارن در مورد دنیا، قحطی و جهان سوم میگن 
کسانی که میگن خستگی، منظورشون بیداریه
در حالی که هنوز از بی خوابی شب قبل ناشنوا هستن
ولی بعضی ها میخواهند افسارگسیخته شودند و خط قرمز ها را رد کنند آدم های جاهطلب می خواهند یک شب به آن قله برسند 
ثروت زیاد با تلاش اندک 
حرف اول آن ها در زندگی هست
می گویم از سیاه تا سفید 
از اشک و لبخند
از لطافت پر بالتش
تا سوزش گلوله ی کالیبر
تهران شهری که فقط مشکلش آلودگی هوا نیست
آلودگی بشر است که با بوی تعفن کار هایش
انسانسیت را کشته است
چیز هایی دیدیم و راحت رد شدیم 
طبق معمول دعا میخوند 
کاش یکی باشه که منو از این همه غم نجات بده 
یکی که این طلسمو بشکنه 
این همه نفرت 
و




موضوع: دست نوشته (خودم)، تلخ نوشته، برچسب ها: متن غمگین، متن 1398، دلنوشته، تلخ نوشته،
[ 1398/01/27 ] [ 14:12 ] [ MaRaL ... ]

دلنوشته ی حسرت

می خواهم قصه ای پر از درد و رنج بگویم 
از روی طاق ماه یک شب ابری از دزد و گنج بگویم
می خواهم غنچه را صبح بخیر بگویم
می خواهم از فصل و آسمان سیر بگویم
من هر روز به این دیوار گچی رنگ محبت می پاچم 
من باز چشم انتظارم 
دیوار خاکستری را رنگین کمان هستی بیرنگ می ریزم 
من خودکار سفید پر حرف روزگارم
من ساحل منتظر امواج دریا ام 
من رنگ سوخته کنار کرسی مادربزرگم 
که یک شب با سبد از آسمان ستاره چیدم 
ستاره ستاره نبود دردو بلای خاندانم شد
بخت بد من و شوریده سر به حال من سیگاردانم پر شد
ته سیگار هایم رویا بودند 
هر نخ مرگ یک ارزو 
هر کام یک خواب و بو 
گلخانه های بی کسی پر از نور امید
امیدی از یک شمع با تنگی نفس بی دود

 




موضوع: ...قبـــرستون من ...، تلخ نوشته، دست نوشته (خودم)، برچسب ها: متن عاشقانه 1398، متن غمگین،
[ 1398/01/12 ] [ 02:56 ] [ MaRaL ... ]

بی شمارند ...

بیشــمــارند آنهـــایی که نامـــشان آدم اســت ٬

ادعــایشــان آدمیـت  ٬کلامــشان انسانیــت ٬رفتــارشان صــمیمیـت ..

حــال، مــن دنـــبال یکــی میگـــردم که نــه آدم باشــد نـه انــسان.

نــه دوســـــــت و رفـــــیـــــــق صمـــیــمــــــی..

تنــها صــــــاف باشــد و صــــــادق.

پشــت سایـــه اش خنجـــری نبـــاشــد برای دریـــدن .

هیـــچ نگــوید..فقــط هــمان باشــد کــــه ســــایـــــه اش میـــگویـــــد.

صــــــــاف و یـکــــــرنـــــــگ ... 



من برگشتم با یک کوله بار غم بچه ها 





موضوع: تلخ نوشته، عاشقانه ♥♥،
[ 1397/08/6 ] [ 21:46 ] [ MaRaL ... ]

غزل های ..

چه فایده که تو رفتی از از غزل پر شد

دلی که از همه ی خاطرات دلخور شد

چه فایده که تو رفتی و باز بعد از تو


دوباره نان شب شعر شهر آجر شد!

شاید نفهمی لال بودن از صبوری نیست


میمیرم از دردی که اصلن درد دوری نیست

این روی دل سنگ تو را می دیدم و گفتم :


"این مرده محتاج خرید سنگ گوری نیست !"

کسی که حرف دلش را نوشت و شاعر شد


گذشت از همه و باز هم مسافر شد

گذشت از همه ی خاطرات خوب و بدش

گذشت و خاطره ای در دل دفاتر شد




موضوع: تلخ نوشته،
[ 1397/05/25 ] [ 02:12 ] [ PЄSÂRЄ☆★ BÂRØØNi ]

فال حافظ///

سرگرمی ام شده گرفتنِ فال حافظ و من خسته از جواب های تکراری :
“غم تمام می شود”
“غصه نخور”
“مشکلات حل می شود ”
و …
دلم می گیرد ، چرا حافظ نمی داند بی او هیچ چیز تمامی ندارد جز این زندگی ؟!

https://encrypted-tbn0.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcQAnBeb2awbp9L7jRXXwhdlGBafiTYO0JpRKSehZn4uuX9oBlmC




موضوع: تلخ نوشته،
[ 1397/05/18 ] [ 02:19 ] [ PЄSÂRЄ☆★ BÂRØØNi ]

کافه تنهایی

حالا خیابان خیس و باران ریز می بارد
باران کنار برگ در پاییز می بارد

در کافه ای یک مرد با فنجانی از قهوه
تنهایی محضی که از یک میز می بارد

میزی که تنها سرنشینش خیره در باران
آهسته آهسته ولی لبریز می بارد

آهنگ کافه ، مردمی با چترهایی باز
دقت کنی حتی خیابان نیز می بارد

- با عرض پوزش ، خواهشن ...!! سیگار ممنوع است
-تهران هوا ابری شده ، تبریز می بارد ...

ساعت حدود پنج ، کافه سرد و خاموش است
بیرون ، بدون چتر ، باران ریز می بارد

http://www.cafealone.ir/wp-content/uploads/2013/07/i-stayed-and-individual-memories-with-your-coffee.jpg




موضوع: عاشقانه ♥♥، تلخ نوشته، برچسب ها: کافه تنهایی، نیمکت، نیمکت تنهایی، میبارد باران نیمکت، عاشقانه های تلخ، تلخ های عاشقانه،
[ 1397/05/16 ] [ 00:38 ] [ PЄSÂRЄ☆★ BÂRØØNi ]

بی تو :(


کلاژ اشعار

 آخ یادش بخیر اون روزا
که مادر بی تو تنها و غریبم اسیرم دوره گردم ندارم من توانِ رفتن

همیشه پر ز دردِ عشقی چشیدم که نپرس از من کجای این جهانم

نمیدانم تو میدانی دل من در هوای دیدنت بیتاب گردیده؟نگردیده؟

بگردانید جهان را بر کف اقبال تو باشد خواهان کسی نیست دور و برم از

تو خبر نیست مرا دگر توانِ عاشقی نمانده عمری و صدها سخن بر دل

دارمت برو دارمت هنوزم وقتی میخندی دلم میسوزد از باغی که میسوزد...




موضوع: تلخ نوشته،
[ 1397/05/16 ] [ 00:27 ] [ PЄSÂRЄ☆★ BÂRØØNi ]

دفتر شعر ..

تمام شعر هایم را تو در آینده می خوانی

به نام شاعری ساده ولی یک دنده می خوانی

قبولش سخت یا آسان مرا چشم تو شاعر کرد

نیازم را به چشمانت ز چشم بنده می خوانی

شندیم از کسی گاهی بدور از چشم یک شاعر

تمام شعر هایش را برای خنده می خوانی

تو شادی ، شاد بودن را برایت آرزومندم

ببخشم چونکه شعرم را ز غم آکنده می خوانی

تمام شعرهایم را درون دفتر شعری

که فردی برگه هایش را ز دفتر کنده می خوانی




موضوع: تلخ نوشته،
[ 1397/05/12 ] [ 11:03 ] [ PЄSÂRЄ☆★ BÂRØØNi ]

از چشم افتاده

مانند برگه شعرهای باد برده
حتمن من ِ دیوانه را از یاد برده!

مردی که عمق غصه هایش را نسنجید
بی تو چه ساده پی به آن ابعاد برده

بعد از تو اینجا آسمان سرد و است خورشید
گرمای خود را از دل مرداد برده

دل کندن از شیرین میان کوه کندن
دیگر توان از شانه ی فرهاد برده

گاهی به جای ضرب جمع و گاه تقسیم
دلتنگیم هوش از سر اعداد برده

دیگر غزل با شعر نو فرقی ندارد
بی تو به شعرم هر کسی ایراد برده

من مطمئن هستم که بعد از این همه درد
ای آنکه شعرم را به کل از یاد برده ....

... روزی خبر می آید از تو نو عروسی
دیوان من را خانه ی داماد برده

شاید از آژیر وَن امداد پیداست
مردی که از چشمان تو افتاد ، "مُرده"




موضوع: تلخ نوشته،
[ 1397/05/9 ] [ 20:29 ] [ PЄSÂRЄ☆★ BÂRØØNi ]

قهوه تلخ

حکایت دلدادگی من با تو ، حکایت ِ قهوه ایست که امروز به یاد تو تلخـ ِ تلخ نوشیدم ...


که با هر جرعه بسیار اندیشیدم که این طعم را دوست دارم یا نه ؟!


و آنقدر گیر کردم بین داشتن و نداشتن


که انتظار تمام شدنش را نداشتم ...


و تمام که شد ...


فهمیدم ، باز هم قهوه می خواهم !


حتی تلخـ ِ تلخ !







موضوع: تلخ نوشته،
[ 1397/04/31 ] [ 02:18 ] [ PЄSÂRЄ☆★ BÂRØØNi ]

چی شدی تو؟

 -- چی شد که سیگاری شدی؟


یه شب بارون میومد … خیلی تنها بودم.


-- چی شد که ترک کردی؟


...یه شب بارون میومد … دیگه تنها نبودم.


-- چی شد الکلی شدی و سیگار رو دوباره شروع کردی؟


یه شب بارون میومد … دوباره تنها شدم.


-- چی شد آوردنت اینجا، بستریت کردن؟


یه شب بارون میومد … خیلی تنها بودم


… تو خیابون دیدمش … اون تنها نبود!





موضوع: تلخ نوشته،
[ 1397/04/30 ] [ 21:53 ] [ PЄSÂRЄ☆★ BÂRØØNi ]

سنگ قبرم ..



بر سنگ قبرم بنویسید خسته بود

اهل زمین نبود، نمازش شكسته بود 

بر سنگ قبرم بنویسید شیشه بود

تنها از این نظر كه سراپا شكسته بود


بر سنگ قبر من بنویسید پاك بود

چشمان او كه دائما از اشك شسته بود


بر سنگ قبرم بنویسید این درخت


عمری برای هر تبر و ریشه دسته بود


بر سنگ قبر من بنویسید كل عمر
پشت دری كه باز نمیشد نشسته بود




موضوع: تلخ نوشته،
[ 1397/04/30 ] [ 21:50 ] [ PЄSÂRЄ☆★ BÂRØØNi ]

شازده کوچولو شبا//

شازده کوچولو گفت:شاید باورت نشه!
 گل با تعجب پرسید:چیو؟
 شازده کوچولو گفت:اینکه بعضی شبا
میشه نخوابید و تا صبح به تو فکر کرد...





موضوع: تلخ نوشته،
[ 1397/04/27 ] [ 01:44 ] [ PЄSÂRЄ☆★ BÂRØØNi ]

شایعه ها


 من زنده ام به شایعه ها اعتماد نکن

در شهر کشته اند کسی را شبیه من



ادامه مطلب


موضوع: تلخ نوشته، برچسب ها: زنده، شهر، قتل، اعتماد، دست نوشته، زندگی، وبلاگ،
[ 1397/04/20 ] [ 00:37 ] [ PЄSÂRЄ☆★ BÂRØØNi ]

شب بخیر عشقم ...




زندگی مجموعه ای از ناخواسته ها و اتفاقات غیر منتظرس
نباید به هیچ چیز دل بست
من همیشه فکر میکردم اگه فکرت آزاد باشه آزادی میاد
ولی یک استثنا هس اونم منم
من از دید همه آزاد ترینم ولی من یک زندانیم
تو  تیتراژ آهنگ سریال من نبودی
ولی یهو لبخند تو شد پیش نویس سریال من
من انتقام جو
تو رو انتخاب کردم
وسط این همه نت های ناهماهنگ گیتار لعنتیم
وسط تمام این نقاشی های چشم بسته
من باز میون اون همه خط
دور چشماتو دایره کشیدم
من اومدم دستای تو رو بگیرم
من اومدم خورشیدت شم
نه تو دستمو بگیری
گاهی کلمات کافی نیستند
زبان الکن می شود از توصیف بعضی چیز ها
بعضی چیز ها چیزی هستند که گفتیم چیزی نیست
ولی همون بی ارزش ترین ها یک شب با ارزش می شوند
من همونم که نه جوونم نه پیر
ولی یک دنیا دارم متلاطم مثل دریا
هر وقت به یک جا سفر میکنم
خواب من همیشه آشفته است
ولی چشم های باز من
از هزاران خواب شیرین ارزشمند تره
شب بخیر عشقم
امیدوارم امشب بتونم بخوابم بدون لورازپام و هزار تا دوا و دارو ی کوفت و زهرماری

 




موضوع: دست نوشته (خودم)، تلخ نوشته، عاشقانه ♥♥، برچسب ها: متن عاشقانه، متن احساسی، متن جدید، متن 1396،
[ 1396/05/26 ] [ 19:45 ] [ MaRaL ... ]

فردا...

خط عشق در لبانم ای کاش که فردا خوانده شود
سیگار ها در دستم نباشند
دست تو دستم باشه...
تپش قلب تو تو گوشم باشه ...
ای کاش که خدا این زیبا ترین گناه رو از من نگیره
اینا اسمش شهوت نیست خوده عشقه لعنتی...
ببین عاشقتم ...
دگ دعوا نکن ...
ببین خرابتم دگ ناراحت نباش...


http://www.axgig.com/images/05278975939082464033.jpg5ef3c3_8e85c7a875d34ab980e425dde0f6d4ef~mv2.jpghttp://www.axgig.com/images/51248487596350411421.jpgblue-eyes-girl-sad-favim.com-2229103.jpghttp://www.axgig.com/images/09786545710630430835.jpg



موضوع: دست نوشته (خودم)، تلخ نوشته،
[ 1396/04/31 ] [ 03:25 ] [ MaRaL ... ]

نیمکت

هر نیمکت ...


یک قصه ...




http://www.axgig.com/images/77218549723623679492.jpg






موضوع: تلخ نوشته، دست نوشته (خودم)،
[ 1396/04/7 ] [ 20:34 ] [ MaRaL ... ]

غرق شدن

برای غرق شدن آب لازم نیست
افسردگی
مثل غرق شدنه
بدون توانایی برای مردن


http://www.axgig.com/images/04015657912085072085.jpghttp://www.axgig.com/images/76197879647528417191.pnghttp://www.axgig.com/images/65593603818012509366.jpg





موضوع: تلخ نوشته، دست نوشته (خودم)، عاشقانه ♥♥، برچسب ها: متن جدید 2017، تلخ نوشته، مارال نوشته، متن جدید غمگین، متن 1396،
[ 1396/04/7 ] [ 20:26 ] [ MaRaL ... ]

مخاطبی که نمی داند مخاطب است

تنها مخاطبی که نمی داند 
مخاطب است تویی ...
این همه سال نوشتم 
دریغ از آن که دانی در پی تو بودم 
چه اشک های ریختم که ندیدی 
چه شب ها نخوابیدم که ندانستی
...
         




موضوع: ...قبـــرستون من ...، تلخ نوشته، دست نوشته (خودم)،
[ 1396/04/7 ] [ 19:53 ] [ MaRaL ... ]

دست های تو



ای که بی تو خودمو تک و تنها می بینم 
هر جا که پا میذارم تو رو اونجا می بینم 
نبود تو داره عمر منو آتیش می زنه 
توی بهار سوز زمستونش برگ درختارو خشک میکنه
کجاست اون دوتای دست های خوب
چرا بی صدا شد لب قصه های خوب
آسمون سنگی شده 
خدا اون بالا نشسته 
توی این بارون اشک چشمامو ندیده 
درد ها واژه هایی هستند ک لال شدن 
کجاست اون دستای مهربون تو 
که دست های تو 
گونه های خیسمو پاک می کرد 
غبار روی دلمو پاک می کرد 
بازم بیا نذار بین چراغ و شمع نور بشه دشمنی
نذار که این مهتاب که منم بی آفتاب خورشیدش خاموش بمونه 
نذار لحظه ها در نبود تو اعدام کنن دلمو به جرم عاشقی تو 
بگو طلوع ما فرداست 
نگو امشب پایان همه حرفاست
تپش قلب یک عکس مونده اما رو درخت 
من که باور ندارم این همه خاطره مرد 
عاشق صد ساله این قصه ها پشت پنجره ها مرد 



11244435_1583948815217571_484412145_n.jpg









موضوع: عاشقانه ♥♥، تلخ نوشته، دست نوشته (خودم)، برچسب ها: شعر 1396، شعر غمگین، تلخ نوشته، دلنوشته،
[ 1396/02/11 ] [ 15:27 ] [ MaRaL ... ]

اشک و لبخند





اشک مسافر خسته ی گونه هاست مسافری که این دنیا با او جفا کرده است

که این روز ها چشم آن را نمی بیند گاهی در مژگان پنهان می شود چون می داند همدمی نیست 
لحظه های خداحافظی که فرا رسد اشک می آید ولی از پای تلفن فقط صدای هق هق می آید
که برای بیدار کردن بعضی دل ها کافی نیست 
ولی لخند مهمان لب هاست آن لحظات زیباست شکوفه های امید است
و می تواند دیگران را عاشق کند 
پس مصنوعی لبخند بزن و نگذار لبخند روی لب هایت قاچاق باشد

















Related image



موضوع: دست نوشته (خودم)، تلخ نوشته، برچسب ها: متن 1356، متن غمگین، اشک، تلخ نوشته، دلنوشته،
[ 1396/02/11 ] [ 15:16 ] [ MaRaL ... ]

اشک هایم



کاش خدا می داد به چشم من دریا
می گفت دنیا نیست خیال و رویا 
که چشمم کم نیاورد مسافر گونه ها 
کاش نبود چشمانت ستاره
گفتند مرا عشق چیست؟
گفتم همان مست نگاهت 
لبانت بود شراب شیراز 
نگو با من از آن راز
نگو از ترس تصویر فردا
از رویا های دنیا 
درد و زخم من با مرهمی قابل درمان نیست
کلبه ی احزان است
باز جاری شدن مسافر گونه هایم
گفتند اشک هایم
تا ما هستیم چرا فریاد و ترس
چرا شوی رنگ غربت لای دفتر های درس
شاعر : مارال :)


















Image result for ‫دختر ناراحت‬‎



موضوع: ...قبـــرستون من ...، دست نوشته (خودم)، تلخ نوشته، برچسب ها: تلخ نوشته، شعر 1396، شعر غمگین،
[ 1396/02/11 ] [ 15:06 ] [ MaRaL ... ]

خوشبخت بودیم؟؟

خوشبخت بودیم
تا اینکه
تو بی رحم ترین روزِ خــدا
به یه بی رحم مــوجودِ خدا دل دادیم
و بعد از اون
زندگیــمون شد پر از "گــره"
کورترینِش
اون"دلتنگیِ" آخرِ شب هاست
که میوفته به جــونِ گلوت....







موضوع: تلخ نوشته، برچسب ها: نیمکت، کانال وبلاگ، وبلاگ کانال، کانال تلگرام ویلاگ نیمکت، وبلاگ عاشقانه، تلخ نوشتهخ،
[ 1395/11/17 ] [ 10:35 ] [ PЄSÂRЄ☆★ BÂRØØNi ]

یک عده را باید حذف کرد،

یک عده را باید حذف کرد،
باید گذاشت دم در!
یک جاهایی دیگر دوست داشتنت خشک میشود.
به کار نمی آید.
نمیشود مدام سکوت کرد برای کسی که نمیفهمد یا خودش را زده به نفهمی!
مشکل اینجاست که آدمها فکر میکنند نمیشود دل کند.
نمیشود رفت ..
آدم میتواند لبخند بزند، صحبت کند، باشد ..
در حالی که رفته است.
باور کن ..
می‌خندم
کنارت راه میروم
حالت را می‌پرسم
اما چمدانِ خیالم را بسته ام دیگر جانم.
یک جا همه چیز تمام میشود در حالی که سعی میکردی رو به راه اش کنی.
فکر میکردی کارساز میشود. درست میشود .
نشد اما ...
از یک جایی به بعد آدم دل اش میگیرد از بی حواسی ها ..
خسته می‌شود، دل میکند و دوستت دارم ها را میگذارد دمِ کوزه ی نداشته اش...
از یک جایی به بعد آدم ها با همه ی بود و نبودشان،
با همه ی لبخندشان، خشت به خشتِ ماندنشان
تمام میشوند ...




موضوع: تلخ نوشته، برچسب ها: nimkat، telegrammmmmmmmmmmmm، web، asheghane، irani،
[ 1395/11/11 ] [ 14:04 ] [ PЄSÂRЄ☆★ BÂRØØNi ]

چقدر غربت دارد

چقدر غربت دارد
که در گلوی پنجره ها گیر کنی و
روی دل بی کسی ات، سنگینی..
بغض بال...ا بیاوری روی شعرهایت
تب و لرز کنی از حضور کسی که دیگر نیست
رگ به رگ شوی میان چهار دیواری تنهایی ات

چقدر غربت دارد
که لخته شوی در فکر و خیال
بیست سوالی بازی کنی با چند SMS
یکی به دو کنی با تختخوابی که ارزش خواب ندارد
خاطرات را به فراموشی متهم کنی
آنقدر که دست و دلت به اتمام شبی غمگین برود..




موضوع: تلخ نوشته، برچسب ها: بد، تلخ، نیمت، یمکت، وبلاگ،
[ 1395/11/7 ] [ 04:20 ] [ PЄSÂRЄ☆★ BÂRØØNi ]

هوای تو ...

جایَ‌ت خالی!
چه‌قدر هوا برای دیدنَ‌ت خوب است..



موضوع: تلخ نوشته،
[ 1395/11/7 ] [ 04:18 ] [ PЄSÂRЄ☆★ BÂRØØNi ]

شب..



شَب
عاشقان بی دل
چه شبی دراز باشد
. . . /

سعدی



موضوع: تلخ نوشته،
[ 1395/11/7 ] [ 04:16 ] [ PЄSÂRЄ☆★ BÂRØØNi ]

روزهایِ تعطیل..

فرقی نمیکند
کنار دریا باشی
وسطِ مهمانی
کنج اتاق
یا هر جایِ دیگر...!
روزهایِ تعطیل
بویِ تنهایی در سَرِ آدم میپیچد...!




موضوع: تلخ نوشته، برچسب ها: روز تعطیل نیمکت، برج عاشقی، نقاشی عشق، تصویر متحرک، روز تعطیل سرد، زمستان متحرک، کانال نیمکت تنهایی،
[ 1395/11/6 ] [ 10:12 ] [ PЄSÂRЄ☆★ BÂRØØNi ]

چقدر دلم تمام شدنم میخواهد..

چقدر دلم تمام شدن می خواهد

از آن تمام شدن هایی که بشود نقطه سرِخط

و آنگاه دیکته تمام شود و من دیگر آغاز نشوم ...!




موضوع: تلخ نوشته، برچسب ها: نیمکت کانال، کانال وبلااگ، وبلاگ نیمکت تنهایی، وبلاگ عاشقانه غمگین، پست های خاص، بهترین وئبلاگ کانال،
[ 1395/11/6 ] [ 10:07 ] [ PЄSÂRЄ☆★ BÂRØØNi ]

مشکل....

مشکل ترین چیز این است
که از جایت بلند شوی،
بدون آنکه
جایی باشد
که به آنجا بروی...





موضوع: تلخ نوشته،
[ 1395/11/2 ] [ 20:01 ] [ PЄSÂRЄ☆★ BÂRØØNi ]
.: تعداد کل صفحات 52 :. [ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ] [ ... ]
var zarpop_user_id = 2944; body>