تبلیغات
نیمکت تنهایی - مطالب PЄSÂRЄ☆★ BÂRØØNi

welcome

مریمی خوش اومدی 

[ 1398/04/15 ] [ 17:51 ] [ PЄSÂRЄ☆★ BÂRØØNi ]

غزل های ..

چه فایده که تو رفتی از از غزل پر شد

دلی که از همه ی خاطرات دلخور شد

چه فایده که تو رفتی و باز بعد از تو


دوباره نان شب شعر شهر آجر شد!

شاید نفهمی لال بودن از صبوری نیست


میمیرم از دردی که اصلن درد دوری نیست

این روی دل سنگ تو را می دیدم و گفتم :


"این مرده محتاج خرید سنگ گوری نیست !"

کسی که حرف دلش را نوشت و شاعر شد


گذشت از همه و باز هم مسافر شد

گذشت از همه ی خاطرات خوب و بدش

گذشت و خاطره ای در دل دفاتر شد




موضوع: تلخ نوشته،
[ 1397/05/25 ] [ 02:12 ] [ PЄSÂRЄ☆★ BÂRØØNi ]

فال حافظ///

سرگرمی ام شده گرفتنِ فال حافظ و من خسته از جواب های تکراری :
“غم تمام می شود”
“غصه نخور”
“مشکلات حل می شود ”
و …
دلم می گیرد ، چرا حافظ نمی داند بی او هیچ چیز تمامی ندارد جز این زندگی ؟!

https://encrypted-tbn0.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcQAnBeb2awbp9L7jRXXwhdlGBafiTYO0JpRKSehZn4uuX9oBlmC




موضوع: تلخ نوشته،
[ 1397/05/18 ] [ 02:19 ] [ PЄSÂRЄ☆★ BÂRØØNi ]

کافه تنهایی

حالا خیابان خیس و باران ریز می بارد
باران کنار برگ در پاییز می بارد

در کافه ای یک مرد با فنجانی از قهوه
تنهایی محضی که از یک میز می بارد

میزی که تنها سرنشینش خیره در باران
آهسته آهسته ولی لبریز می بارد

آهنگ کافه ، مردمی با چترهایی باز
دقت کنی حتی خیابان نیز می بارد

- با عرض پوزش ، خواهشن ...!! سیگار ممنوع است
-تهران هوا ابری شده ، تبریز می بارد ...

ساعت حدود پنج ، کافه سرد و خاموش است
بیرون ، بدون چتر ، باران ریز می بارد

http://www.cafealone.ir/wp-content/uploads/2013/07/i-stayed-and-individual-memories-with-your-coffee.jpg




موضوع: عاشقانه ♥♥، تلخ نوشته، برچسب ها: کافه تنهایی، نیمکت، نیمکت تنهایی، میبارد باران نیمکت، عاشقانه های تلخ، تلخ های عاشقانه،
[ 1397/05/16 ] [ 00:38 ] [ PЄSÂRЄ☆★ BÂRØØNi ]

بی تو :(


کلاژ اشعار

 آخ یادش بخیر اون روزا
که مادر بی تو تنها و غریبم اسیرم دوره گردم ندارم من توانِ رفتن

همیشه پر ز دردِ عشقی چشیدم که نپرس از من کجای این جهانم

نمیدانم تو میدانی دل من در هوای دیدنت بیتاب گردیده؟نگردیده؟

بگردانید جهان را بر کف اقبال تو باشد خواهان کسی نیست دور و برم از

تو خبر نیست مرا دگر توانِ عاشقی نمانده عمری و صدها سخن بر دل

دارمت برو دارمت هنوزم وقتی میخندی دلم میسوزد از باغی که میسوزد...




موضوع: تلخ نوشته،
[ 1397/05/16 ] [ 00:27 ] [ PЄSÂRЄ☆★ BÂRØØNi ]

دفتر شعر ..

تمام شعر هایم را تو در آینده می خوانی

به نام شاعری ساده ولی یک دنده می خوانی

قبولش سخت یا آسان مرا چشم تو شاعر کرد

نیازم را به چشمانت ز چشم بنده می خوانی

شندیم از کسی گاهی بدور از چشم یک شاعر

تمام شعر هایش را برای خنده می خوانی

تو شادی ، شاد بودن را برایت آرزومندم

ببخشم چونکه شعرم را ز غم آکنده می خوانی

تمام شعرهایم را درون دفتر شعری

که فردی برگه هایش را ز دفتر کنده می خوانی




موضوع: تلخ نوشته،
[ 1397/05/12 ] [ 11:03 ] [ PЄSÂRЄ☆★ BÂRØØNi ]

از چشم افتاده

مانند برگه شعرهای باد برده
حتمن من ِ دیوانه را از یاد برده!

مردی که عمق غصه هایش را نسنجید
بی تو چه ساده پی به آن ابعاد برده

بعد از تو اینجا آسمان سرد و است خورشید
گرمای خود را از دل مرداد برده

دل کندن از شیرین میان کوه کندن
دیگر توان از شانه ی فرهاد برده

گاهی به جای ضرب جمع و گاه تقسیم
دلتنگیم هوش از سر اعداد برده

دیگر غزل با شعر نو فرقی ندارد
بی تو به شعرم هر کسی ایراد برده

من مطمئن هستم که بعد از این همه درد
ای آنکه شعرم را به کل از یاد برده ....

... روزی خبر می آید از تو نو عروسی
دیوان من را خانه ی داماد برده

شاید از آژیر وَن امداد پیداست
مردی که از چشمان تو افتاد ، "مُرده"




موضوع: تلخ نوشته،
[ 1397/05/9 ] [ 20:29 ] [ PЄSÂRЄ☆★ BÂRØØNi ]

حرف رفتن میزنی؟



[ 1397/05/5 ] [ 16:11 ] [ PЄSÂRЄ☆★ BÂRØØNi ]

"لبخند مصنوعی " !

دیگر نمی پرسم "چرا؟" ،لبخند خواهم زد

بر جویبار چشم ها سیوند خواهم زد


گاهی بدون قهوه هم تلخی میسّر هست

اینبار چایی را بدون قند خواهم زد !


اینبار می خندم به رویش هرچه بادا باد

یا بهتر از این می شود یا گند خواهم زد !


نقش دو لب بر روی هم ، "لبخند مصنوعی " !

این طرح را بر صورتم پیوند خواهم زد


می گویم از امروز می خندم ولی شاید...

فردا هزاران خط بر این سوگند خواهم زد !


[ 1397/05/4 ] [ 20:28 ] [ PЄSÂRЄ☆★ BÂRØØNi ]

شعر شد !!!!

منتظر بودم بیایی ، انتظارم شعر شد

عاشقت بودم ، نگفتم ، احتکارم شعر شد !



چون صدف در سینه ام این عشق پنهان بود تا ....

... عاقبت در روز های گریه دارم شعر شد !



باز می خندی به من ؛ - " این بی قراری ها ز چیست ؟ "

- خووب خواندی ؟... حرف های بی قرارم شعر شد !



خواستم حاشا کنم می خواستم آغوش را ...

... تا به روی شانه هایش سر سپارم ؛ شعر شد



آمدی در روز های سرد پاییزم ولی ...

آمدی از این خزان ، تا آن بهارم شعر شد !


تا شنیدی حرف دل را آرزو بر باد رفت !

بعد از این بر سنگ قبرم ، یادگارم شعر شد ...


[ 1397/05/1 ] [ 00:40 ] [ PЄSÂRЄ☆★ BÂRØØNi ]

اسیر

به گـِـرد شمع می چرخم ، تن دلداده ای دارم !


بیا آتش بزن جان را ، دل آماده ای دارم ...



تمام شعرهایم را برایت نذر خواهم کرد ...


... مرا حاجت روایم کن ، زبان ساده ای دارم !



تمام حرف هایم را برایت شعر خواهم کرد ...




بیا بانو ،غزل های به تب افتاده ای دارم




سرم در سجده افتاد و دلم در یاد لبخندت


خدا هم خوب می داند ، عجب سجّاده ای دارم !




اسیرت گشته احساسم ، نگو : " این اتفاقی نیست ؟"

خیال خام می کردم .... : "دل آزاده ای دارم" !


[ 1397/04/31 ] [ 23:25 ] [ PЄSÂRЄ☆★ BÂRØØNi ]

قهوه تلخ

حکایت دلدادگی من با تو ، حکایت ِ قهوه ایست که امروز به یاد تو تلخـ ِ تلخ نوشیدم ...


که با هر جرعه بسیار اندیشیدم که این طعم را دوست دارم یا نه ؟!


و آنقدر گیر کردم بین داشتن و نداشتن


که انتظار تمام شدنش را نداشتم ...


و تمام که شد ...


فهمیدم ، باز هم قهوه می خواهم !


حتی تلخـ ِ تلخ !







موضوع: تلخ نوشته،
[ 1397/04/31 ] [ 02:18 ] [ PЄSÂRЄ☆★ BÂRØØNi ]

چی شدی تو؟

 -- چی شد که سیگاری شدی؟


یه شب بارون میومد … خیلی تنها بودم.


-- چی شد که ترک کردی؟


...یه شب بارون میومد … دیگه تنها نبودم.


-- چی شد الکلی شدی و سیگار رو دوباره شروع کردی؟


یه شب بارون میومد … دوباره تنها شدم.


-- چی شد آوردنت اینجا، بستریت کردن؟


یه شب بارون میومد … خیلی تنها بودم


… تو خیابون دیدمش … اون تنها نبود!





موضوع: تلخ نوشته،
[ 1397/04/30 ] [ 21:53 ] [ PЄSÂRЄ☆★ BÂRØØNi ]

سنگ قبرم ..



بر سنگ قبرم بنویسید خسته بود

اهل زمین نبود، نمازش شكسته بود 

بر سنگ قبرم بنویسید شیشه بود

تنها از این نظر كه سراپا شكسته بود


بر سنگ قبر من بنویسید پاك بود

چشمان او كه دائما از اشك شسته بود


بر سنگ قبرم بنویسید این درخت


عمری برای هر تبر و ریشه دسته بود


بر سنگ قبر من بنویسید كل عمر
پشت دری كه باز نمیشد نشسته بود




موضوع: تلخ نوشته،
[ 1397/04/30 ] [ 21:50 ] [ PЄSÂRЄ☆★ BÂRØØNi ]

شازده کوچولو شبا//

شازده کوچولو گفت:شاید باورت نشه!
 گل با تعجب پرسید:چیو؟
 شازده کوچولو گفت:اینکه بعضی شبا
میشه نخوابید و تا صبح به تو فکر کرد...





موضوع: تلخ نوشته،
[ 1397/04/27 ] [ 01:44 ] [ PЄSÂRЄ☆★ BÂRØØNi ]

چقدر داغ بود!!

چای مینوشیدم….

یکباره دلتنگش شدم

بغض کردم و اشک در چشمانم حلقه زد….

همه با تعجب نگاهم کردند!!!

لبخند تلخی زدم و گفتم:چقدر داغ بود!….


 



[ 1397/04/26 ] [ 01:49 ] [ PЄSÂRЄ☆★ BÂRØØNi ]

جاده ی شمال

زیاده خواه نیستم !


جاده‌ ی شمال


یک کلبه ی جنگلی‌ …


یک میز کوچک چوبی


با دو تا صندلی


کمی‌ هیزم، کمی‌ آتش،مه‌ِ جنگلی‌


کمی‌ تاریکی ‌_ محض،


کمی‌ مستی،کمی‌ مهتاب…


و بوی یـار.. و بوی یـار.. و بوی یـار …


…تـو باشی،مـن باشم و …هــیچ !


دنــــیــا هــم ارزانی خـــودشـــــان …




ادامه مطلب


موضوع: فرق من و تو،
[ 1397/04/20 ] [ 00:42 ] [ PЄSÂRЄ☆★ BÂRØØNi ]

شایعه ها


 من زنده ام به شایعه ها اعتماد نکن

در شهر کشته اند کسی را شبیه من



ادامه مطلب


موضوع: تلخ نوشته، برچسب ها: زنده، شهر، قتل، اعتماد، دست نوشته، زندگی، وبلاگ،
[ 1397/04/20 ] [ 00:37 ] [ PЄSÂRЄ☆★ BÂRØØNi ]

عشق//

مبصر امروز چو اسمم را خواند ......... بی خبر داد كشیدم غایب

رفقایم همگی خندیدند كه جنون گشته به طفلك غالب

بچه ها هیچ نمی دانستند ......... كه منم آنجا و دلم جای دگر

دل آنها پی درس و كتاب دل من در پی سودای دگر

از پس شیشه ی عینك استاد ......... سرزنش وار به من می نگرد

از در چهره ی من می خواند كه چه ها در دل من می گذرد

می كند مطلب خود را دنبال ......... بچه ها عشق گناه است گناه
ادامه مطلب


موضوع: عاشقانه ♥♥، برچسب ها: عشق، شعر، وبلاگ، دونفره، مبصر، کلاس،
[ 1397/04/18 ] [ 00:15 ] [ PЄSÂRЄ☆★ BÂRØØNi ]

حکایت درس خوندن بچه ها....

حکایت درس خوندن بچه ها....

تبلت... موبایل.... اعتیاد!


[ 1396/06/10 ] [ 17:56 ] [ PЄSÂRЄ☆★ BÂRØØNi ]

روزی، روزگاری اتفاقی افتاد.......

این اتفاق بارها و بارها رخ داد :
مردی زنی را دوست داشت

این اتفاق بارها و بارها رخ داد :
زنی مردی را دوست داشت

این اتفاق بارها و بارها رخ داد:
زنی و مردی
کسی که
دوست‌شان داشت را دوست نداشتند

روزی، روزگاری
اتفاقی افتاد
و احتمالاً همان یک بار بود :
مردی و زنی
همدیگر را دوست داشتند...




موضوع: دلنوشته های من،
[ 1396/06/4 ] [ 04:19 ] [ PЄSÂRЄ☆★ BÂRØØNi ]

+پیدات نیست

+پیدات نیست
-گرفتار بودم
+یه تکست چندثانیه طول میکشه؟ 15ثانیه؟ یه روز چند ثانیه است؟ 86400 ثانیه!
آدم اگر بخواد از فرداش هم ثانیه می‌دزده!
اما اگه بخواد...




[ 1395/12/5 ] [ 04:06 ] [ PЄSÂRЄ☆★ BÂRØØNi ]

چالش بزرگ همراه با جایزه های نفیس .. مخصوص نویسندگان و اهل قلم

چالش بزرگ متن های ارسالی شما همراه با جایزه ویژه

بهترین متن تون رو برای ما بفرستین در کانالمون قرار میدیم

 متن هر کسی بیشترین بازدید رو داشت  بهش شارژ تعلق میگیره ...

جهت اطلااعت بیشتر در مورد چالش   کانال ما رو در تلگرام دنبال کنید

شانستونو امتحان کنین...



id channel : @nimkate




id admin : @pesarebarouni

link channel
 :


https://t.me/joinchat/AAAAAD626YyPfeQWXlrKJQ







موضوع: دست نوشته (خودم)، برچسب ها: نویسنده3، جایزه، حقوق، کانال، وبلاگ3، توجه،
[ 1395/11/17 ] [ 21:00 ] [ PЄSÂRЄ☆★ BÂRØØNi ]

کانال تلگرام وبلاگ نیمکت

بالاخره  ما هم کانال تلگراممون رو زدیم  و با استقبال خوبی همراه شد..

 بقیه دوستان هم میتونن  به ما بپیوندن

اخر این یه هفته یه چالش بزرگ متن داریم و به بهترین متن  شارژ تعلق میگیره

همه ی وبلاگ نویسان میتونن با عضویت تو کانال و  ارسال متن مورد نظرشون

 تو این مسابقه  شرکت کنن


همچنین اگه کسی تمایل به همکاری برا کانال داشت بگه خوشحال میشیم


ما همیشه یه تیمیم

id channel : @nimkate


link:  https://t.me/nimkate


ایدی جهت  ارسال متن و ...

id : https://t.me/pesarebarouni





ضمنا محتوای کانال
متن... اهنگ.دیالوگ ماندگار ...موزیک ویدیو ... برنامه های درخواستی و . . . میباشد




موضوع: جالب، دست نوشته (خودم)، برچسب ها: کانال و گروه های عالی تلگرام، متن عکس فیلم برنامه رایگان تلگرام کانال هر چی درخواستی، جامعه تلگرامی وبلاگ نویسان، برنامه های پولی بازار به صورت رایگان، اخرین ورژن موبوگرام، کانال نیمکت مثبت 18، تلگرام مثبت هیجده وسوسه انگیز خاص تا،
[ 1395/11/17 ] [ 10:39 ] [ PЄSÂRЄ☆★ BÂRØØNi ]

خوشبخت بودیم؟؟

خوشبخت بودیم
تا اینکه
تو بی رحم ترین روزِ خــدا
به یه بی رحم مــوجودِ خدا دل دادیم
و بعد از اون
زندگیــمون شد پر از "گــره"
کورترینِش
اون"دلتنگیِ" آخرِ شب هاست
که میوفته به جــونِ گلوت....







موضوع: تلخ نوشته، برچسب ها: نیمکت، کانال وبلاگ، وبلاگ کانال، کانال تلگرام ویلاگ نیمکت، وبلاگ عاشقانه، تلخ نوشتهخ،
[ 1395/11/17 ] [ 10:35 ] [ PЄSÂRЄ☆★ BÂRØØNi ]

یک عده را باید حذف کرد،

یک عده را باید حذف کرد،
باید گذاشت دم در!
یک جاهایی دیگر دوست داشتنت خشک میشود.
به کار نمی آید.
نمیشود مدام سکوت کرد برای کسی که نمیفهمد یا خودش را زده به نفهمی!
مشکل اینجاست که آدمها فکر میکنند نمیشود دل کند.
نمیشود رفت ..
آدم میتواند لبخند بزند، صحبت کند، باشد ..
در حالی که رفته است.
باور کن ..
می‌خندم
کنارت راه میروم
حالت را می‌پرسم
اما چمدانِ خیالم را بسته ام دیگر جانم.
یک جا همه چیز تمام میشود در حالی که سعی میکردی رو به راه اش کنی.
فکر میکردی کارساز میشود. درست میشود .
نشد اما ...
از یک جایی به بعد آدم دل اش میگیرد از بی حواسی ها ..
خسته می‌شود، دل میکند و دوستت دارم ها را میگذارد دمِ کوزه ی نداشته اش...
از یک جایی به بعد آدم ها با همه ی بود و نبودشان،
با همه ی لبخندشان، خشت به خشتِ ماندنشان
تمام میشوند ...




موضوع: تلخ نوشته، برچسب ها: nimkat، telegrammmmmmmmmmmmm، web، asheghane، irani،
[ 1395/11/11 ] [ 14:04 ] [ PЄSÂRЄ☆★ BÂRØØNi ]

چقدر غربت دارد

چقدر غربت دارد
که در گلوی پنجره ها گیر کنی و
روی دل بی کسی ات، سنگینی..
بغض بال...ا بیاوری روی شعرهایت
تب و لرز کنی از حضور کسی که دیگر نیست
رگ به رگ شوی میان چهار دیواری تنهایی ات

چقدر غربت دارد
که لخته شوی در فکر و خیال
بیست سوالی بازی کنی با چند SMS
یکی به دو کنی با تختخوابی که ارزش خواب ندارد
خاطرات را به فراموشی متهم کنی
آنقدر که دست و دلت به اتمام شبی غمگین برود..




موضوع: تلخ نوشته، برچسب ها: بد، تلخ، نیمت، یمکت، وبلاگ،
[ 1395/11/7 ] [ 04:20 ] [ PЄSÂRЄ☆★ BÂRØØNi ]

هوای تو ...

جایَ‌ت خالی!
چه‌قدر هوا برای دیدنَ‌ت خوب است..



موضوع: تلخ نوشته،
[ 1395/11/7 ] [ 04:18 ] [ PЄSÂRЄ☆★ BÂRØØNi ]

شب..



شَب
عاشقان بی دل
چه شبی دراز باشد
. . . /

سعدی



موضوع: تلخ نوشته،
[ 1395/11/7 ] [ 04:16 ] [ PЄSÂRЄ☆★ BÂRØØNi ]

روزهایِ تعطیل..

فرقی نمیکند
کنار دریا باشی
وسطِ مهمانی
کنج اتاق
یا هر جایِ دیگر...!
روزهایِ تعطیل
بویِ تنهایی در سَرِ آدم میپیچد...!




موضوع: تلخ نوشته، برچسب ها: روز تعطیل نیمکت، برج عاشقی، نقاشی عشق، تصویر متحرک، روز تعطیل سرد، زمستان متحرک، کانال نیمکت تنهایی،
[ 1395/11/6 ] [ 10:12 ] [ PЄSÂRЄ☆★ BÂRØØNi ]
.: تعداد کل صفحات 76 :. [ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ] [ ... ]
var zarpop_user_id = 2944; body>