تبلیغات
نیمکت تنهایی - دلنوشته ی حسرت

دلنوشته ی حسرت

می خواهم قصه ای پر از درد و رنج بگویم 
از روی طاق ماه یک شب ابری از دزد و گنج بگویم
می خواهم غنچه را صبح بخیر بگویم
می خواهم از فصل و آسمان سیر بگویم
من هر روز به این دیوار گچی رنگ محبت می پاچم 
من باز چشم انتظارم 
دیوار خاکستری را رنگین کمان هستی بیرنگ می ریزم 
من خودکار سفید پر حرف روزگارم
من ساحل منتظر امواج دریا ام 
من رنگ سوخته کنار کرسی مادربزرگم 
که یک شب با سبد از آسمان ستاره چیدم 
ستاره ستاره نبود دردو بلای خاندانم شد
بخت بد من و شوریده سر به حال من سیگاردانم پر شد
ته سیگار هایم رویا بودند 
هر نخ مرگ یک ارزو 
هر کام یک خواب و بو 
گلخانه های بی کسی پر از نور امید
امیدی از یک شمع با تنگی نفس بی دود

 




موضوع: ...قبـــرستون من ...، تلخ نوشته، دست نوشته (خودم)، برچسب ها: متن عاشقانه 1398، متن غمگین،
[ 1398/01/12 ] [ 01:56 ] [ MaRaL ... ]
var zarpop_user_id = 2944; body>